
نرگس: يکي از جمعه
ها جان خواهد آمد به درد عشق
درمان خواهد آمد غبار از خانه
هاي دل بگيريد که بر اين خانه
مهمان خواهد آمد
راه فردا:
من نشاني از تو ندارم اما
نشاني ام را براي تو مي نويسم
در عصرهاي انتظار به حوالي بي
كسي قدم بگذار خيابان غربت را
پيدا كن و وارد كوچه پس كوچه
هاي تنهايي شو كلبه غريبي ام
را پيدا كن كنار بيد مجنون
خزان زده و كنار مرداب
آرزوهاي رنگي ام در كلبه را
باز كن به سراغ بغض خيس پنجره
برو حرير غمش را كنار بزن مرا
خواهي ديد.... با بغضي كويري
كه غرق عصاره انتظار است
تنها:
موعود من! تا كي بايد جمعهها
را يك به يك به انتظار
بنشينم؟ موعود من! بس است
انتظار ظهور كن
راه فردا:
دلم ازپونه هاسيراست
آقا...هواي باغ دلگيراست
آقا...كسي فانوس گلهاراشكسته
است...نمي آيي مگر؟ديراست آقا
ساحل سبز:
دعا کنيد بيايد مسافري که
نيامد / و کوچه کوچه بنازم به
عابري که نيامد// دوباره مثل
گذشته تمام فاصله ها را / غزل
غزل بنويسم به شاعري که
نيامد// شکسته بغض غرورم در
انتظار عجيبي/ دعا کنيد بيايد
مسافري که نيامد// اللهم عجل
لوليک الفرج
...............................................................................(جاي
حرفي تو خاليه)
..........................................................................
منتظر
نظراتتون هستم
khoshzogh1446@yahoo.com