|
Nazi.joon86@yahoo.com
اي
كه هزار، هزار شمع در انتظار يك
نگاه تو سوختند . شوري است عشق تو
و دلنشين غمي است به انتظار قدمهايت
زيستن، بدان كه مصراع زندگيم با
قافيه تو پايان خواهد يافت. بيا
كه اگر تو بيايي تمامي شبهاي
يلداي غم سپيده صبح را مهمان
هميشگي دلم خواهد كرد... نميدانم
آيا دل كوچكم تا ظهور تو در تكاپو
است يا تا غروب آرزوهايش چيزي
نمانده.... اما ... غمگينام و ميترسم
كه دلم از جنب و جوش بيافتد و تو
نيايي.... افسوس، من و كلمات
مجنونم شايد روز آمدنت را نبينيم
من به همه كساني كه آن روز تو را
ميبينند و در دو سوي خيابانها
قلبهاي سبزشان را به تو هديه ميدهند،
حسوديم ميشود
saba_shiraz_66@yahoo.com

بسيار شکوفه ها شکفتند بگذشت
بهارها خزان ها
بازآ که دوباره فصل گل شد اي
زيور حسن بوستان ها

چشم همه مانده بر در باغ
آماده موکبت مکانها
آنقدر نيامدي تو مهدي تا
پير شدند باغبانها
سرگشته به دشت و کوه تا
چند اي خسته دل از غم
زمانها
يک ره بنشين دمي بياساي
خالي زتو مانده سايبانها
نرگس از جهرم
|