37

   

نشريه شميم يار تلاشي است براي ابراز عشق و ارادت به محضر با عظمت مولا آقا امام زمان (عج) . شميم يار ميزبان مطالب شماست . شما مي توانيد نوشته هاي نثر ، شعر ، حكايات ، نكته ها ، احاديث ، نقدها ، نشانه ها و هر مطلبي با زمينه ارادت و آشنايي بيشتر با مهدي موعود (عج) را به آدرس زير بفرستيد تا در اين نشريه قرار داده شده و در گروه راه نرفته منتشر كنيم .

shamim_magazine@yahoo.com

ما كه خود را منتظر و دوست دار حضرت صاحب الزمان (عج) مي دانيم چقدر در عمل انتظار مي كشيم ؟ و چقدر در اين باره فكر مي كنيم . شميم يار كوششي است براي انديشه ، تفكر و ... تا گامي كوچك در جهت شناخت مولا برداريم و بنا به احاديث ائمه اطهار به مرگ جاهليت نميريم .

  
 مسئول نشريه شميم يار          khoshzogh1446@yahoo.com 

 به نام محرم اسرار

سلام به دوستان گلم حالتون چطوره ؟با اين بارون قشنگي  كه سرتاسر ايران عزيزمون رو نوازش مي ده چه مي كنيد؟ من چند روز پيش سعادت اين رو پيدا كردم كه براي اولين بار تو زمستون به دست بوسي مولام امام رضا بروم خيلي عالي بود جاي تك تك تون  اونجا خالي بود خصوصا  وقتي تمام مشهد با برف به زيبا بودن خود تاكيد مي كرد...
اميدوارم كه براي شما چنيين فرصتي فراهم بشه كه به خودتون وافكارتون يه تكاني بديد
همچنين از اينكه  مجله اين سري  با تاخير فرستادم معذرت مي خوام متاسفانه  از پنج شنبه تا به امروز به علت بارندگي دسترسي به نت نداشتم

دوستتون دارم
نگار خوش ذوق
z.h.g.a

 

تپش سايه      www.negarkhoshzogh.blogfa.com

شميم يار        www.shamim.mihanblog.com

بسيار شکوفه ها شکفتند

بگذشت بهارها خزان هاسلام بر گل طاها-یاحضرت معصومه تولدت مبارک

بازآ که دوباره فصل گل شد

اي زيور حسن بوستان ها
 

 

شماره 36 نشريه شميم يار  http://negarkhoshzogh.googlepages.com/shamim36.htm  

 

 تنها    پرستو

  frftfy_49@yahoo.com 

سر و جان در پي كار تو نموديم و نشد
هرچه دل داشت نثار تو نموديم و نشد

سوسن و ياسمن و ياس به يمن قدمت
گلِ گلزار تو نموديم و نشد

زرد شد برگ امل ، ريخت به پاي تو صنم
حاصل عمر نثار تو نموديم و نشد

بر سر دار بنوشند شراب از لب يار
سر سراسيمه به دار تو نموديم و نشد

يك دم اين بخت نگون سار مرا يار نبود
كاين دل لاله فگار تو نموديم و نشد

ز چه رو بازار دل آزار دل زار شدي
دل بيمار كه زار تو نموديم نشد

تو قرار از دل ديوانه ربودي و بشد
دل ديوانه به كار تو نموديم و نشد

p_mohajer20008!@yahoo.com                  


چه روزها که يک به يک غروب شد، نيامدي
چه اشک‌ها به سينه‌ها رسوب شد، نيامدي

خليل آتشين سخن، تبر به دوش بت شکن!
خداي ما دوباره سنگ و چوب شد، نيامدي

براي ما که خسته ايم و دل شکسته ايم، نه
براي عده‌اي ولي، چه خوب شد نيامدي

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح...، ظهر...، نه ، غروب شد نيامدي

 

 نازي جون   بهروز

  Nazi.joon86@yahoo.com

اي كه هزار، هزار شمع در انتظار يك نگاه تو سوختند . شوري است عشق تو و دلنشين غمي است به انتظار قدم‌‌هايت زيستن، بدان كه مصراع زندگيم با قافيه تو پايان خواهد يافت. بيا كه اگر تو بيايي تمامي شب‌هاي يلداي غم سپيده صبح را مهمان هميشگي دلم خواهد كرد... نمي‌دانم آيا دل كوچكم تا ظهور تو در تكاپو است يا تا غروب آرزوهايش چيزي نمانده.... اما ... غمگين‌ام و مي‌ترسم كه دلم از جنب و جوش بيافتد و تو نيايي.... افسوس، من و كلمات مجنونم شايد روز آمدنت را نبينيم من به همه كساني كه آن روز تو را مي‌بينند و در دو سوي خيابان‌ها قلبهاي سبزشان را به تو هديه مي‌دهند، حسوديم مي‌شود

يك روز پنجره‌اي رو به جهان گشوده خواهد شد كه زيباترين گل دنيا را به چشم‌هاي مشتاق مردمان، پيوند خواهد زد.
يك روز خورشيد به جاي آسمان از زمين طلوع خواهد كرد.
اي گُل غايب! هيچ دلي نيست كه نام مبارك تو را همچون گنجينه‌اي گرانبها، در خود، جاي نداده باشد.
هر درختي وقتي با نسيم زمزمه مي‌كند دعاي عهد را مي‌خواند.

اي گل نرگس! خوشبوترين گلهاي دنيا، رايحه وجود تو را وام دارند.
اگر خورشيد بر جهان و جهانيان، نور مي‌باراند؛ از فيض حضور تو در آسمان‌ها و زمين است. اگر ماه، جاده زندگي را نقره گون و زيبا سازد، به يمن بركت و صفاي وجود توست.
 

 اگر امام زمان اين روز ها يهو ديديد چي دوست داريد بهش بگيد؟؟

Click for Full Size View

محمد: اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟ رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم؟ اجازه هست مردم شهر قصه ي ما رو بدونن؟ اسم منو عشق تو رو توي كتابا بخونن؟ اجازه هست كه قلبمو برات چراغوني كنم؟
 تنها : موعود من! تا كي بايد جمعه‌ها را يك به يك به انتظار بنشينم؟ موعود من! بس است انتظار ظهور كن
محمد:ازش مي خوام كه هرچه زودتر ظهور كنه همين و بيشتر از اين من رو منتظر نزاره!
ديدخواه: مي خوام بگم چرا زن گرفتن اينقدر سخت شده؟
علي سپهري: درد دل زياده  ولي نمي شه گفت اي كاش مي اومد تا بهش بگم
مهاجر: شايد كه دگر ميكده را درك نكردم           يكبار بيا تا كه به دور تو بگردم
مهاجر: مهمان توام يابن الزهرا                       دنبال توام يابن الزهرا

...........................................................................(جاي حرفهاي تو خاليه!)